+ سالگرد

دیگه چیزی نمونده به سالگرد مایکل فقط سه هفته دقیق ! اخه سالگرد فوتش 5ام تیر میشه حالا دیگه دارم تمرین میکنم که اهنگاشو گوش کنم بازم به عکساش نگاه کنم و باورم بشه که دیگه تو این دنیا نیست  از بعد از مرگش همه بیشتر یادشون میوفته که کی بوده حتی شبکه های ماهواره ای هم بیشتر از قبل برنامه هاشو پخش میکنن مثلا همین دو سه روز پیش شبکه RTL  کنسرت  MsG  پخش کرد منم دیدم اولین برنامه تصویری بود که جراتشو پیدا کردم ببینم دلم براش بیشتر تنگ شد اما اونقدرا هم بد نبود که فکر میکردم این روزا هر موقع حالم گرفته میشد با دوستای مایکلیم حرف میزدم تا اینکه بهتر بشم بعضیا خیلی راحتتر کنار اومده بودن و بعضیای دیگه مثه خودم یا حتی بدتر از من شده بودن اما اخرش باید همه اونو فقط تو دلمون نگه داریم

دیگه الان همکلاسی هامم میدونن عشق مایکلم میدونم که نیمتونن به هیچ عنوان درکم کنن اصلا براشون قابل فهم نیست اما اینا مهم نیست دیر یا زود عادت میکننو دیگه خیلی عجیب به نظرشون نمیاد یادم میاد خونوادمم براشون خنده دار بود ولی الان باور کردن میگفتن که به خاطر نوجونیشه خامه حالیش نیست حالا که شش هفت سال گذشته از اون موقع ها واسه اونا هم جا افتاده

شب بخیر

 

 

 

Night

نویسنده : فرناز ; ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٥ خرداد ،۱۳۸٩
تگ ها: faghat و michael و jackson


+ بدون شرح

نویسنده : فرناز ; ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢ خرداد ،۱۳۸٩
تگ ها:


+ ترجمه

سلام بالاخره متن اهنگ this is it پیدا کردم از وبلاگ روزبه میخوام بذارم اینجا تا بقیه هم استفاده کنن:قلب

 

این چنین است ، من اینجا ایستاده ام

من نور دنیا هستم

من احساس شکوه می کنم

و این عشق ، می توانم احساس کنم

و من می دانم ، یقین دارم که حقیقت دارد

 

و مثل اینکه احساس می کنم چهره تو را هزار بار دیده ام

و تو گفتی واقعا مرا می شناسی

و من می دانم در زمان مناسب انجامش خواهی داد

و تو می گویی که می خواهی به من واگذارش کنی. 

 

من هرگز کلمه ای درباره ی تو نشنیدم

عاشق شدن نقشه من نبود

من فکرش را هم نمی کردم که می خواهم عاشق تو باشم

عزیزم بیا ، تنها من اطمینان دارم

 

این چنین است

همان طور که من گفتم

من نور دنیای تو هستم

 احساس شکوه می کنم

و این عشق حقیقت دارد

وقتی عاشق هستم احساس می کنم

 

احساس می کنم تو را از هزار سال است که می شناسم

و  گفتی تو قبلا چهره مرا دیده ای

و تو گفتی نمی خواهی من وقتم را تلف کنم

و زمانی من به تو خواهم گفت

 

من هرگز کلمه ای درباره ی تو نشنیدم

عاشق شدن نقشه من نبود

من فکرش را هم نمی کردم که می خواهم عاشق تو باشم

عزیزم بیا ، تنها من اطمینان دارم

 

این چنین است

من می توانم احساس کنم

من نور این دنیا هستم

این حقیقت دارد

 http://violetdreams.blogfa.com/

 

 

 

 

نویسنده : فرناز ; ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٥ آذر ،۱۳۸۸
تگ ها:


+  

خیلی قشنگ نوشته شده حتما بخون:قلب

در ستایش از مایکل...

مایکل جکسون، مرد اعجازی که شگفتی های چون Billie Jean، Beat It، Black Or White و بیشمار آهنگ دیگر را به ما ارزانی داشته است، هنوز زنده است. او مردی بود که با نژاد پرستی، مرزها و محدودیت های فرهنگی و مالی روبرو شد و پیروز بیرون آمد. مصیبت و بلا در مواجه با نبوغ او شکست خورد.

ادعاهای تخریب کننده ی تجاوز جنسی به سمت او پرتاب شد، اما حقیقت این است که او هربار که زمین خورد، دوباره بلند شد و به میدان کارزار بازگشت. او در 25 ژوئن 2009 درگذشت. اما او فنا پذیر نیست.

او نفس موسیقی غرب بود. بدن او به دنیایی ورای دست رسی ما انتقال یافته، اما روح او همین جاست و در هر تپش از ریتم های اعجازگونه اش حس میشود.

حتی وقتی جلال و شکوهش در میان موج ادعاهای بی اساس گرفتار شده بود، سربلند ایستاد. و فیلم This Is It که پس از مرگ او از راه رسید، بار دیگر یادآور انسانیت و ذات غیر زمینی اوست.

ماه نوردی که جرات داشت ورای مرزهای عقلانیت به گشت و گذار بپردازد، موسیقی اش همچنان میلیاردها طرفدار را سحر میکند و آنان را به دنیای تازه ای می برد که هرگز به آنجا قدم نگذاشته اند.

موسیقی او که روح بشر را نوازش میدهد، دلیلی بر حیات اوست. در جشن کریسمس امسال، وقتی پیکر او در مقبره اش آرام گرفته است، روح او عاشقان موسیقی را به رقص با آهنگ هایش وا میدارد.

منبع: eMJey / entertainmentandshowbiz.com

نویسنده : فرناز ; ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢ آذر ،۱۳۸۸
تگ ها:


+ This IS It

حرف جدیدی واسه گفتن ندارم

فقط میخوام بگم که هر کی لینک دانلود تمرینای this is it خواست بهم ای دیم پی ام بده من دانلود کردم واقعا محشر بود نمیدونم باید خوشحال باشم یا ناراحت خیلی خوب بود حیف که نبینین

ای دی من: mj_unbreakable_2001

اگه کسی ترجمه ی اهنگ this is it داره لطفا به منم بدید

نویسنده : فرناز ; ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٠ آبان ،۱۳۸۸
تگ ها:


+  

سلام سلام

بازم دلم گرفته وقتی فکرشو میکنم که چطور به هر چی دل میبندم از دستش میدم  حالم خیلی گرفته میشه کسی مثه مایکل که به قول بعضیا بتمون شده بود حالا خودمم نمیدونم چه احساسی دارم فقط میدونم که دلم تنگ شده و فکر اینکه نیست دیونم میکنه دل تنگیمو بیشتر میکنه دلم میگیرهناراحت

امروز یه قسمتایی از برنامه ی تمرینشو دیدم واقعا محشر بود خیلی حیف شد که رفتی مایک افسوس

نویسنده : فرناز ; ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٧ آبان ،۱۳۸۸
تگ ها:


+ مروری بر فیلم This Is It از راجر ابرت

مایکل جکسون به طرفدارانش در لندن گفت: «این پرده ی آخر است.» پرده ها زود تر از آنچه انتظار میرفت، فرو افتاد. آنچه که باقی مانده، این مستند خارق العاده است، چیزی که هرگز انتظار دیدنش را نداشتم. در این فیلم او یک مردم بیمار و معتاد نیست که به زحمت خود را در تمرینات طاقت فرسا سرپا نگاه دارد، بلکه روحی است که در موسیقی مجسم شده است. مایکل جکسون چیز متفاوتی بود.

این مستند، پمروری بر فیلم This Is It از راجر ابرترتره ای است از مایکل جکسون که او را در شمایلی غیر از آن شایعاتی که میگفت برای برپایی تور، بیش از حد ضعیف است، نشان میدهد. هم نمایش دهنده ی کنسرت نهایی است و هم هنرمندی را ضمن کار به تصویر میکشد.

هرگز صدایش را بلند نمی کند، هرگز عصبانیت اش را بروز نمی دهد، همواره آرام و فروتنانه با کارکنان و افراد صحنه سخن می گوید. مایکل و کارگردانش، کنی اورتگا، پروسه ی تولید را پیش می برند. او زمان بندی ها را تصحیح می کند، اشارات را اصلاح میکند، در مورد جزئیات موسیقی و رقص صحبت می کند.

من که همیشه او را دورادور می دیدم، او را چون اسباب عملیات تولیدش تصور می کردم. اما اینجا ما او را خالق نمایش اش می بینیم.

حالا ما می دانیم که او با ترکیبی از داروها که منجر به ایست قلبی اش شد، از دنیا رفت. اما این دانسته ی ما، فهم این موضوع را که او چگونه می توانسته است در چنین وضعیت جسمی بسیار خوبی قرار داشته باشد، مشکل میکند. حرکات رقصی که او با چنان دقت و ظرافتی طراحی میکرد، حرکت های ناگهانی و به موقع او، طاقت فرسا هستند. او هرگز نشانی از خستگی بروز نمی دهد. حرکات او آنقدر به خوبی با حرکات سایر رقصندگان روی صحنه که بسیار جوانتر و بسیار تمرین دیده هستند، همگام شده که گویی با آنها یکی شده است. این مرد چنان فرمانده ای برای حالات جسمانی اش است که موجب میشود چرخ زدن هایش چون پلک زدن برایش ذاتی باشد.

او همواره نخست یک رقصنده بود و بعد یک خواننده. او تک خوانی ها را اختصاصی اجرا نمی کند. به استثنای یک تصنیف عاشقانه ی شیرین، آوازهایش با صدای چهار خواننده ی پشتیبان در هم آمیخته است.

این می توانست یک نمایش تمام عیار باشد. اورتگا و جادوگران جلوه های ویژه، تکه های فیلم را با نمایش صحنه هماهنگ کرده اند. یک فیلم ترسناک در این نمایش وجود دارد که طی آن دیوان از قبرهاشان بر می خیزند (و ارواحی که قرار بود در کنسرت بر بالای سر تماشاچیان به پرواز درآیند.) او در داخل جراثقالی بر بالای سر تماشاچیانش به پرواز در می آید. اما این بار تماشاچیان او، کارکنان صحنه هستند. آنها همه ی این چیزهای را دیده اند. آنها عاشق او شده اند. وانمود نمی کنند.

آنها او را به خاطر موسیقی اش دوست می دارند و شاید بیش از آن، به خاطر حالات و رفتارش. تمرین با ستاره های بزرگ به ندرت قابل تحمل و بی دردسر است. مایکل با روحیه ی همکاری در کار غرق میشود. آماده است تا کارش را انجام دهد و تا پایان دوام آورد.

اما این چطور ممکن است؟ حتی اگر بدنش برای این کار آماده بود، که به طور قطع بود، او چگونه نیروی ذهنی را مهیا کرد؟ وقتی پزشکی دارید که سر ساعت گرد شما میچرخد تا داروهایتان را به شما تزریق کند، وقتی تصور شما از یک خواب خوب، بیهوش شدن به مدت 24 ساعت است، چگونه می توانید با چنین هوشیاری زیرکانه ای از خواب بر خیزید؟ داروهای نشاط آور؟ فکر نمیکنم آنها چنین اثری داشته باشند. من همچو یک باز شکاری در این فیلم منتظر لحظه ای بودم که او را تحت تاثیر داروی مخدر نشان دهد. اما نتوانستم چیزی ببینم. لابد دلیلی دارد که از بین آن همه افرادی که در تمرینات حضور دارند، او تنها کسی است که همیشه آستین بلند دارد.

خوب، ما نمی دانیم او چگونه توانست. This Is It تایید اینست که او توانست. او افرادی که برایش سرمایه گذاری کرده بودند یا همکارانش را نا امید نکرد. او کاملا برای افتتاح کنسرتش آماده بود. او و کنی اورتگا، که این فیلم را نیز کارگردانی کرده است، در اوج خود بودند. یک صحنه ی تاثیر گذار مربوط به روز آخر تمرین در فیلم وجود دارد. وقتی که جکسون و اورتگا به سایرین در حلقه ای که با دستانشان بسته اند محلق میشوند و آنها را سپاس می گویند. اما کنسرتی که به این شدت رویش کار کردند هرگز اجرا نشد.
این آخرش است.

http://www.emjey.com/farsi/news/archives/2009/11/003649.php

قلبقلبقلبقلبقلبقلبقلبقلبقلبقلبقلبقلبقلبقلب

 

 

نویسنده : فرناز ; ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٠ آبان ،۱۳۸۸
تگ ها:


+ تشکیل صف برای بلیط های فیلم This Is It

از اولین ساعت روز یکشنبه، فروش بلیط های فیلم This Is It آغاز میشود، اما صف های آن از همین حالا تشکیل شده اند. مردم از ساعت 5 بعد از ظهر پنج شنبه در اطراف سالن نوکیا در لس آنجلس، برای خرید بلیط های فیلم This Is It به صف ایستادند. این فیلم با استفاده از بیش از صد ساعت تمرین ضبط شده ی مایکل که برای تور This Is It آماده میشد، تهیه شده است.

یک زن 53 ساله که در صف ایستاده است می گوید: "من هرگز قبلا از این کارها نکرده بودم، اما ام.جی. ارزشش را دارد."

500 نفر اول صف، بلیط هایی را دریافت می کنند که توسط شخص مایکل برای کنسرت های This Is It در لندن طراحی شده بود. این یکی از دلایل برخی افرادی است که حاضر شده اند بیش از 48 ساعت در صف بایستند: "شنیده ام که این بلیط ها خیلی زیبا هستند"

این بلیط ها طراحی سه بعدی دارند. به خریداران بلیط های کنسرت های This Is It پیشنهاد شده بود که می توانند به جای دریافت پول خود، یکی از این بلیط های زیبا را داشته باشند.

فروش بلیط بعد از نیمه شب شنبه آغاز میشود. به هر نفر تنها دو بلیط فروخته می شود و از 500 نفر اول صف، به هر یک تنها یکی از این بلیط های سه بعدی طراحی شده توسط مایکل داده میشود. برای اولین نمایش این فیلم در دنیا، که در روز 27 اکتبر و در لس آنجلس خواهد بود، سه هزار بلیط در دسترس است. اکران عمومی این فیلم از روز 28 اکتبر در شهرهای مختلف جهان به مدت دو هفته آغاز میشود.

منبع: eMJey / LA Times

نویسنده : فرناز ; ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٦ مهر ،۱۳۸۸
تگ ها:


+ رفت اما خیلی زود

سلام

خیلی سختهافسوس اما دیگه باید باورش کرد که تموم شد و کشته شدخیلی بیرحمانه هم ازمون گرفتنش هر روز یه اتفاق بد میفته و دیگه صداش جای اروم کردنم بی تابم می کنه یادم می اندازه که قدرشو ندونستنو راحت از دستش دادن حالا دیگه همه راجع بهش حرف میزنن چه اونایی که بد میگفتن ازش چه اونایی که اصلا چیزی نمیگفتن خیلی سخته وقتی عکساشو میبینم که تمرینای سرسختانه ای برای دوباره برگشتن میکرد و با چه ذوقو شوقی به فکر اومدن دوباره به صحنه بودناراحتاما یه دفعه همه چیز خراب شدو همه چی از دست رفت کسی نمیتونه درک کنه اما واقعا اینیه موهبتهبغل و هرکسی با روحش اشنا نمیشه

نویسنده : فرناز ; ساعت ٢:٢٩ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۳۱ شهریور ،۱۳۸۸
تگ ها:


+ مایکل در خانه ی جدیدش آرام گرفت

جمعه ۱۳ شهریور ۱۳۸۸

هفتاد روز پس از مرگ مایکل، پیکر او در مراسمی ساده و خصوصی در آرامگاهی محافظت شده به خاک سپرده شد.فرشته

8 صبح امروز به وقت تهران مراسم وداع با مایکل با حضور خانواده و دوستان وی در آرامگاهی در پارک فارست لان واقع در شهر گلندل در لس آنجلس انجام گردید. به دلیل سر وقت نیامدن خانواده ی جکسون، مراسم با یک ساعت و نیم تاخیر روبرو شد. مهمانان در مراسمی مختصر، مایکل را به منزل نهایی اش همراهی کردند، جایی که تابوت طلایی وی توسط فرزندانش، مزین به تاجی جواهر نشان شد.قلب

funeral-03sep2009-02.jpg

مردان خانواده ی جکسون و از جمله دو پسر مایکل، کت و شلوار سیاه و کراوات های قرمز بر تن کرده بودند و بازو بند داشتند. برادران دستکش سفید پولک دوزی شده ای نیز در یک دست کرده بودند.

دختر 11 ساله ی مایکل، پاریس در آن هنگام که عموهایش پس از پایان مراسم، تابوت پدرش را به داخل آرامگاه منتقل می کردند به گریه افتاد. اما او و دو برادرش، مایکل جونیور 12 ساله و پرینس 7 ساله، در طی بیشتر مدت مراسم، آرام بودند.

مارلون، برادر سلطان پاپ پیشتر گفته بود که نامه هایی از سه فرزند مایکل به همراه یک لنگه دستکش سفید پولک دوزی شده در تابوت مایکل قرار داده شده و همراه با وی دفن میشود.در ابتدای مراسمی که در میان درخت های راج برگزار میشد، فرزندان مایکل تاجی جواهر نشان را بر روی گلهای سفید و بنفشی که تابوت پدرشان را پوشانده بود، قرار دادند. رندی جکسون، عمویشان آنها را تا تابوت همراهی کرد. بچه ها سپس به صندلی هایشان در ردیف اول در کنار مادر بزرگ و پدر بزرگشان بازگشتند. پاریس سخنرانی تاثیر گذار و برانگیزاننده ی خود در مراسم 7 جولای که طی آن مایکل را "بهترین بابای دنیا" لقب داده بود را تکرار نکرد. هر سه فرزند مایکل ساکت، آرام و قوی بودند و به گفته ی مهمانان، پدرشان باید به آنها افتخار کرده باشد.بغل

.ناراحت

funeral-03sep2009-06.jpg

 

funeral-03sep2009-01.jpg

منبع: eMJey / Time / AFP / AP

نویسنده : فرناز ; ساعت ۱:۳۱ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٧ شهریور ،۱۳۸۸
تگ ها: